علي بن حسين انصارى شيرازى
74
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
و تر است در اول پوست وى قابض بود اما مغز وى باه را زيادت كند و گزندگى جانوران خاصه عقرب چون با انجير و سداب بخورند و ضماد كنند نافع بود و گويند عقرب از وى بگريزد و اگر پيش از طعام بخورند سموم را نافع بود و بعد از آن اگر بود با انجير و سداب بخورند بغايت سودمند بود اما معده را بد بود و چون سحق كنند و با پيه خوك يا خرس بياميزند و بر داء الثعلب طلا كنند موى بروياند و بعضى گويند بندق سوخته چون با زيت بسايند و بر ميان سر طفل كه چشم وى ازرق بود طلا كنند ازرقى برود و سياه گردد و موى را نيز سياه گرداند بقراط گويد خوردن وى دماغ را قوت دهد و پوست وى شكم ببندد و مغز وى منضج و مولد رياح بود در معده و مصدع بود و مصلح وى فانيذ است و بدل آن مغز جوز و گويند جلغوزه بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بندق بضم با و سكون نون و ضم دال معرب از فندق فارسى است و به عربى جلوز نامند لاتين AVELLANA فرانسه AVELINE - NOISETTE انگليسى FILBERT بندق هندى رته خوانند و آن ثمرى است به مقدار فندق اما كوچكتر بود و لون آن بسياهى زند و بغايت املس بود و جوز الرته نيز گويند طبيعت آن گرم و خشك است در اول و چون بر خنازير طلا كنند با سركه تحليل دهد و لقوه را چون سعوط كنند و در خانهء تاريك بنشينند رطوبتى از بينى روانه شود و صحت يابد و صرع و سدّه و ماليخوليا را نافع بود جهت نزول آب كحل كردن و سبل و شبكورى را سعوط با آب مرزنكوش نافع بود و با اثمد كحل كردن احولى ببرد و دو درم از وى ربو و هيضه را نافع بود و اگر حل كنند و فرزجه سازند و زن به خود برگيرد حيض براند و بچه بيرون آورد و عصارهء وى مسهل سودا بود و بلغم مايى و صفراوى را بىاكراهى براند و برص و يرقان و كلف را نافع بود و با سكنجبين قولنج را نافع بود و تب ربع و وى ترياق گزندگى عقرب و رتيلا و همه زهرها بود و قوت اعصاب بدهد و فالج و لقوه را بغايت سودمند بود و معدهء سرد را نافع بود و قوت هاضمه بدهد و اگر بر اعضاء سست طلا كنند سخت گرداند و اگر بيخ وى دو درم بياشامند ذات الجنب سرد و ربو و سرفه كهن و نفث دم كه از سينه بود را نافع بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بندق هندى بهندى ريتهه و به نبطى رته و به بربرى اطموط و اطماط نامند لاتين CAEALPNIA BONDOCELLA - GUILANDIA BONDUCELLA فرانسه CUIGVIA انگليسى NIKERTREE بَنك قشورى است كه از بيخ مغيلان از يمن خيزد و سفيد بود و زرد و بهترين وى زرد است سبك و خوشبوى سفيد فربه بد بود طبيعت وى گرم و خشك است در اول قوت اعصاب بدهد و جلد را پاك كند و نشف رطوبات كه در شيب جلد بود بكند بوى بدن خوش كند و قطع بوى نوره بكند و معده و جگر سرد را قوت دهد و چون از بيرون ضماد كنند يا بمالند بوى وى دماغ سرد را قوت دهد صاحب تحفه مىنويسد : از عطريات است و اغلب را اعتقاد آنكه آس يمنى و هندى است بن آبكامه گويند و مرى آبكامه بخارى را گويند طبيعت وى در ميم گفته شود بوزيدان به عربى مستعجل را خوانند صاحب جامع گويد اطبا در مصر مستعجل بعوض بوزيدان كنند و اين سهو است بوزيدان مستعجل است بتحقيق هم او گويد از نقل ابن رضوان كه بوزيدان به غير از مصر هيچ جاى ديگر نباشد و بهترين وى آنست كه سفيد بود و ستبر و خطوط بسيار بر وى بود و تازه بود و طبيعت وى گرم و خشك است در سيوم و در وى رطوبت فضلى است و ملطف بود و به قوت مانند بهمن بود مفاصل و نقرس را نافع بود و باه را زيادت كند و زهرها را سود دارد و يك درم از وى مسهل ماء اصفر بود و نافع بود جهت خلطهاى سرد و عصب را پاك گرداند و منى را بيفزايد و زنان جهت فربهى استعمال كنند و فربه